ناصر الدين شاه قاجار
5
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى )
راه آذربايجان ، پاريس مىرود . حالا اول شكوفه همهء جاهاست . تهران هم روزى كه بيرون آمديم شكوفه آلوچه ، زردآلو ، بادام ، باز شده بود . آقاباشى لقب معتمد الحرم گرفت ، معز الدوله در ديوانخانه برقرار شد . دست راست محال قاقازان است [ 195 ] . روز جمعه 8 [ ربيع الثانى ] : به ابهر مىرويم ، اما نمىدانم كدام نابلد اين منزل را معين كرده بود ، هفت فرسنگ هم بيشتر بود . باز بىحال و بدرنگ بودم ، سوار كالسكه شده رانديم ، راه كالسكه بسيار خوب است . طرف دست راست همه صحراى خشك است . يعنى پربوته و سبز و پرگل . اما آبادى و ده بسيار كم است و الى يك فرسنگ به كوه مىرسد . كوههاى بىبرف راه كرشكين طرف دست راست است و آن راه نزديكتر است ، اما كالسكه نمىرود . تلگراف و چاپارخانه و آمد و رفت از همين راه سياهدهن است . طرف دست چپ زمينش گودتر است و محال خر رود قزوين است ، دهات آباد حاصلخيز پرجمعيت دارد ، مثل نرجه و نهاوند ، ضياءآباد ، فارسى جين . خالصه و غيره . نهاوند بغله كوه افتاده است پيدا بود ، اما كوه دور است ، دو فرسنگ ، بيشتر كوههاى برفدار است ، آن سمتش خرقان است ، دست راست صحرايش آهو دارد ، آخر خاك قزوين فارسى جين است ، اول خاك خمسه قروه است . رودخانهء ابهر مىآيد ، اين دهات را سيراب مىكند ، همهء دهات باغات دارد ، همه شكوفه داشتند ، خيلى خانوار و جمعيت دارند . دست راست مقابل قروه كوهى سنگى پيدا بود معروف به شتركوه ، شبيه است به كوهان شتر . بعد از قريهء قروه قجر و قميچآباد و غيره است ، تا مىرسد به شريفآباد خالصه تيول آجودان مخصوص ، ده معتبرى است . بعد به ابهر كه بسيار بسيار معتبر و مثل شهرى است ، اردو را نيم فرسنگ هم بالاتر از ده انداخته بودند ، جاى بد ، راه دور ، مردم ، سرباز ، مال ، همه ذله شدند ، سياچى و سارى اصلان ، حسينقلى خان ، باشى ، شكار آهو رفته بودند ، عصرى ، خسته